بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
163
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و مراعات هوا و مايل ساختن خون به اعالى همچنان بايد كه در شرط اذن گفته شد . و بعد از آن بايد علفى كه آن را بلم گويند و در او لنگها مىباشد و بر سر آن چهار شاخ بود ، همچنين آن را بگيرند و آن چهار شاخ را به تن او بازگردانند و به دست چپ آن را از نصف گرفته و نصف آن را در بينى فرستد تا حوالى دماغ و به دست راست خود چند نوبت محكم بر شيب آن دست خود بزند چنانچه ضرب و كوفت آن علف خشن آن موضع را برنجاند و خون روان شود و چون خون به مقدار مطلوب آيد رومال را بگشايند و به آب سرد استنشاقى كنند و روى بشويند و سر و روى خشك دارند و اگر بازنمىايستد علاج غلبه رعاف كنند . و در دار لمرزه رى اين علاج در صداعها و گرانى سر و چشم شافع و نافع است حتى كودكان به مزاج نيز اين عمل كنند و مضرتى نيابند و عجب است كه اطبا بدين ايما نكردهاند با وجود كه امداد رعاف به انواع فرموده اند و اللّه اعلم . و اما در استعمال مسهل و ملين بايد كه چون مسهل خواهند خورد ، نخست خلطى كه استفراغ آن مطلوب بود اگر فرصت باشد بپزند و جهت دفع آماده سازند و معده و جگر و احشا را قوت دهند و طبع را نرم دارند به اغذيه و اشربه و ادويه مناسبه . و آنجا كه فرصت نضج نباشد ، اولى آن بود كه به ملينى استفراغ كنند زيرا كه مسهل به جذب ماده را از اعماق جسد مىكشد و خلط عاصى غير نضج با آن كوشش كند و طبع را متغير سازد و مضطر . و ملينات را چون اين قوت نيست ، آنچه در عروق واسعه و امعا و معده و حوالى آنها يابند اخراج كنند . و حكماى هند مسأله نضج سابق را معتقد نيستند زيرا كه مسهلات قوى سريع الحركت دارند كه آنچه قابل است فى الحال اخراج مىكنند و آنچه عاصى است به خاصيت نضج آن مىنمايند و كرت ديگر به استعمال همان مسهل نقا حاصل مىشود و ايشان يك روز از ادخال و امتلا منع مىكنند و از آنچه با دوا ضديتى دارد بالخاصيت و ديگر روز مسهل مىدهند و استعجال و رفع سبب مىكنند و بهترين مسهل كه به كار دارند آن بود كه به مقدار اندك بود و به خاصيت قوى و به كيفيات متوسط و بر راندن خلط مطلوب الاستفراغ مخصوص ، مع ذالك نضج اخلاط و تقويت اعضا نيز نمايند و در باب تراكيب شرح بعضى كرده آيد ان شاء اللّه تعالى . و مسهلى كه مشترك الاستفراغ بود جهت استعمال يك خلط استعمال نبايد كردن كه به استفراغ غير مطلوب مضرت رساند . و بايد كه مسهل از كودكان دور دارند زيرا كه قوت مسهل ايشان را از نيكى نشو و نما بازدارد و همچون ساير استفراغات قوى ؛ و همچنين از پيران جهت منع قوت ايشان ؛ و از ممتلى الدم جهت عدم نفع مطلوب و بيم گشادن خون از درون ؛ و از اهل تعب جهت قلت فضله و حدوث يبس ؛ و از اصحاب سده قبل از تفتيح جهت حدوث غشى و پيچيدن امعا و تاسه و سرگشتن و سستى ؛ و از اصحاب وجع قبل از تسكين جهت مشغولى طبع ؛ و از گرمسيريان واسع العروق جهت صعوبت حبس به تخصيص در گرما ؛ و از ضعيف القلب جهت وقوع غشى ؛ و از ضعيف المعده جهت عدم قبول دوا و وقوع غثيان و ضعف و بيم غشى ؛ و از ضعيف الاحشا جهت صعوبت حبس ؛ و از لاغر به افراط و اهل يبس جهت ازدياد